ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
44
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
در آن سال على بن هشام بر بلاد و جبل ( كوهستان كرمانشاهان و لرستان ) و قم و اصفهان و آذربايجان امير شد . ادريس بن ادريس بن عبد اللّه بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب عليه السلام در بلاد مغرب وفات يافت . پس از او فرزندش محمد در شهر « فاس » امير شد . برادر خود را كه قاسم باشد حاكم طنجه و پيرامون آن نمود . ساير برادران را بحكومت بلاد بسر برد نقاط ديگر مغرب نمود ( تا كنون سلسله اولاد حسن در بلاد مغرب و آفريقا سلطنت و امارت دارند و سلطان حسن بن محمد پادشاه مراكش از نسل آن امام مىباشد همچنين پادشاه ليبى كه بادريسى معروف است و اشراف و امراء و پادشاهان ديگر كه در زمان بنى العباس بر بلاد آفريقا غلبه نمودند و بعد اولاد حسين كه از نسل اسماعيل بن جعفر الصادق باشند بر تونس و مغرب و بالاخره مصر و حتى سوريه غلبه نمودند و خلافت فاطمى را تشكيل دادند ) . در آن سال عبد الرحمن اموى امير بلاد اندلس سوى شهر « باجه » لشگر كشيد كه اهالى آن شهر تمرد كرده بودند زيرا از روزگار منصور به حال عصيان مانده بودند تا آنكه عبد الرحمن آن را گشود . در آن سال هاشم ضراب در شهر « طليطلة » از كشور اندلس با عبد الرحمن آغاز ستيز نمود . او كسى بود هنگامى كه حكم شهر « طليطلة » را گشود شهر را بدرود گفت و در شهر « قرطبه » اقامت گزيد و پس از مدتى به شهر « طليطلة » بازگشت و مفسدين و اوباش شرگزين گرد او تجمع كردند و او آنها را تجهيز كرد و سوى وادى نحوييه لشگر كشيد و بر قوم بربر هجوم برد . شهرت و قدرتى بدست آورد و بسيارى از مردم به او پيوستند و اهالى « شنت بريه » را غارت كرد و كشت . ميان او و بربريان جنگهاى بسيارى رخ داد . عبد الرحمن براى سركوبى او لشكرى فرستاد . جنگ ميان آنها واقع شد و هيچ يك از طرفين پيروز نگرديد . هشام بدان حال ماند ( مؤلف اول نام او را هاشم نگاشته و بعد هشام ياد كرده و هر دو مشتق از يك ديگر است و بايد هشام ( اصح باشد ) بسيار از بلاد را تصرف و تملك نمود . از محل « بركة العجوز » هم گذشت . و سواران او به جاهاى دور تر هم رسيدند . عبد الرحمن يك سپاه عظيم براى سركوبى